![]() |
![]() |
|
| می آید روزی که شقایق ها در پناه دستان تو سرخ شوند و در کنار تو قلبم به آرامش ابدی بپیوندد |
|
تقدیم به امیدم
از من خواستي که برایت بنويسم . . . اما نگفتي چگونه . . . آخر چگونه بنویسم صدای خواهش دلم را؟ مگر نمی شنوی فریادش را؟ چگونه بگويم که چقدر دوستت دارم؟ هر چه مي گردم اندازه اي براي نشان دادن نيازم به تو نمي يابم نميدانم کدام قلم ميتواند حرفهاي دلم را بر روي کاغذ باور تو بنشاند نميدانم کدامين برگ سفيد طاقت اينهمه محبت را دارد؟ ميداني وقتي تو نيستي تمامي عالم در غم نبودنت تنهایم می گذارند ومن بدون تو با اينهمه درياي اشک چه کنم؟
با اينهمه دشت دلتنگي به کجا آواره شوم؟ آخر وقتي تو نيستي انگار همه با هم قهرند پنجره ها به رويم بسته مي شوند چشمانم سیاهی می رود نفسم به شماره می افتد نمي داني چقدر سخت است ندیدنت چقدر روزهاي نبودنت دير مي گذرد چه سخت است نبودن مهرباني ات چه تلخ است لحظه هاي بي تو بودن چقدر حس لبخندهاي مهربانت آسماني ست چقدر انتظار براي ديدنت، براي شنيدنت، شيرين است امشب، باز بيدارم... امشب ، دوباره به عکست خیره شده ام و در رویاهایم بالاي سرت نشسته ام تا تو بخوابي تا تو آسوده بخوابي. امشب، تا صبح نگاهت مي کنم. وقتي که مي خوابي، چقدر از هميشه معصوم تري! دلم مي خواهد چشم بدوزم به چهره زیبایت، وقتي خوابي. دلم مي خواهد بنشينم کنارت، مراقب باشم که کسي، چيزي، صدايي، پرده ي نازک خواب لطيفت را پاره نکند. رويا مي بيني؟!... چه زيبا لبخند مي زني توي خواب! چقدر چشمان زيبايت آرامش مي بخشد توي خواب! تو چقدر آرامي!... دلم مي خواهد هميشه از اين آرامشت آرامش بگيرم. دلم مي خواهد قرار هميشه برقرار من باشي... نمی دانی قلب من چقدر محتاج توست نمیدانی دستانم برای لمس دستهای مهربانت چقدر بی تابند
و لبانم برای بوسیدن گیسوانت نمیدانی چشمانم دیگر از باریدن به گودی نشسته اند نمیدانی چقدر دلتنگت شده ام تو را قسم میدهم به زیبایی خودت در این روزگار قحطی عاطفه، پناه دلتنگیم باش باور کن من از تمام دلتنگیهای جهان دلت . . .نگترم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:11 توسط محمد سام |
|
|
دلم برات تنگ شده خیلی وقته **** لحظه ی دوری از تو خیلی سخته نمی دونی چه تلخه بی تو بودن **** چه معنی داره بی تو شعر سرودن دلتنگیام فراونه دل دیگه بی تو داغونه دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه هوای چشمام بارونه هیچ کس و جز تو ندارم که سر روی شونش بزارم باز مثل ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم سر روی شونش بزارم حس هوای تو دارم اینجوری داغونم نکن**** من که اسیر عشقتم بیاو زندونم نکن زندگی بی تو مشکله خودت اینو خوب می دونی****بیاو این اخر عمربگو همینجا می مونی
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم روبه اخر تو بیا شروع من باش شب واز قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های اخر من اسم تو ببخش به لبهام بی تو خالی نفسهام خط بکش رو باور من زیر سایبون دستتات خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگیم باش من پر از حرف سکوتم خالی ام رو به سقوطم بی تو وآری عشقت تشنه ام کویر لوتم نمی خوام آشفته باشم ارزوی خفته باشم تو نزار آخر قصه حرفمو نگفته باشم
این سفر آخر دنیاست سفر جدایی از تو دیدی روزگار جدا کرد روح من رو از تن تو می دونم به پام نشستی موندی رو عهدی که بستی من نزاشتم پاروحرفم نگو عهدتو شکستی گریه بر من مکن ای یار بسه این بار دست نگه دار دیگه با منه مسافر تو نزار وعده ی دیدار رفتنم دست خودم نیست این دفه از روی اجبار شاید هرگز نشه برگشت گل من خدا نگهدار گل من تنهاترینی گل معصوم و زمینی تو یه عمره چشم برامی این دفه به پام نشینی همیشه وحشت هجرت تو وجودم داشته لونه قصه ی منو غریبو کی می دونست کی می دونست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:9 توسط محمد سام |
|
|
با آینه سخن نگفتم که انعکاس شبانه های من شود و راز روزهای مه آلودم را برای چشم هایت روشن کند که سنگ می بارد تو را برگزیدم که خستگی بال هایم را سایه سار شود تو را برگزیدم که اعتماد چلچله هایی و اشتیاق بهار بانگاه تو سمت شکوفاییست تو را برگزیدم تا تازه ترین آواز نشکفته ام را به دست های نجیبت تقدیم کنم و دیروزهای تاریکم را به جرات فرداها بسپارم تو را برگزیدم که مهربانی و این ایمان سبز را مدیون پرندگانی هستم که هر روز از شانه های تو آغاز می شوند و در سایه ی بلند گیسوانت نیایشت را در ترنم اند تو را برگزیدم تا برایم درخت بمانی .
صبورم من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما چقدر با همه ی عاشقیم محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده زغم مغمومم من صبورم اما بی دلیل از قفس کهنه ی شب ترسیدم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور می کند می ترسم من صبورم اما آه... این بغض گران صبر نمی دانم چیست !!!!! به یادت که می افتم می آیی کناردل تنگم می نشینی بوی لبخندهایت بی پناهی ام را خانه می شود و دست آبیت تشنگی ام را دریا به یادت که می افتم همسایگان را می بینم و رهگذران را، همسایگان و رهگذران تو را بخاطر دارند و مرا که آنروز ترا به باران سپردم امشب سالگرد باران سپاریمان است نمی دانم امشب چرا این همه باران می بارد
خسته ام به اندازه ی یک عمر ، خسته یک عمر دویدن و نرسیدن نرسیدن یک عمر با ای کاشها زنده بودن و همچنان خسته کاش همه چیز عوض می شد همه چیز از اول از آنجا که آمدم و شروع کردم از آنجا که ندانستم کجا هستم از آنجا که دلم با همه ی غمها پیوست و از آنجا که دلم برای همیشه شکست وتنها ماند تنها به اندازه ی همه غمها همه رویای با هم بودن ها و هر آنچه که خواستن و نرسیدن است . و من هنوز نرسیده ام و با کوله باری از ای کاشها این تن خسته را با روحی فرسوده میان جاده های زندگی با خود به دنبال می کشم و کی خواهم رسید نمی دانم . می دانم که تنها هستم تنهاترازهمیشه آنقدر که انگار نیستم و چقدر تنها بودن بر من سخت است وقتی می دانم که هیچگاه پایان نخواهد یافت . تنهایی همه وجودم را گرفته و همه وسعت آرزوهایم را باهم بودن خیالیست که باید دنبالش گشت و من همچنان دنبال با هم بودن و باز هم با هم بودن و نهایت آنچه می ماند اینست که دلم با من می گوید ( تنها خواهی ماند ) و من تسلیم شده ی دلی پر ازغم و شکسته ام دلی که هیچوقت نتوانست با هم بودن را به تمام بحظه ای باهم بودن ببخشد هیچوقت . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:7 توسط محمد سام |
|
|
سرگرمیه تو شده بازی با این دل غمگین و خستم یادت نمیاد اون همه قول وقرارایی که با تو بستم با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز دیونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
مردم ناحق،بی منطق و خودخواه هستند. در هر صورت آنها را دوست داشته باش. اگر کار خوبی کنی،مردم از روی انگیزه های خود خواهانه و مخفی خودشان تو را متهم خواهند کرد. در هر صورت خوبی کن. اگر موفق هستی،دوستان دروغین و دشمنان راستین پیدا خواهی کرد. در هر صورت موفق باش. کار خوبی که امروز انجام دهی فردا فراموش می شود. در هر صورت کار خوب بکن. صداقت وسادگی ،تو را در معرض خطر قرار می دهد. در هر صورت صادق و ساده باش. حقیرترین مردان با حقیرترین افکار می توانند بزرگترین مردان با بزرگترین افکار را بی اعتبار سازند. در هر صورت افکار بزرگ داشته باش. مردم شخص بازنده را دوست دارند،ولی فرد پر قدرت را پیروی می کنند. در هر صورت بر علیه زندگی بجنگ. آنچه که سالها برای بنای آن زحمت کشیدی شاید یک شبه از بین برود. در هر صورت بنا کن. مردم واقعاً به کمک احتیاج دارند،ولی ممکن است اگر به آنها کمک کنی به تو حمله کنند. در هر صورت به مردم کمک کن. بهترین های خود را به دنیا عرضه کن و او دندان هایت را خرد خواهد کرد. در هر صورت بهترین خود را به دنیا عرضه کن.
شاعر شعرم مرا تنها گذاشت او مرا در حسرت فردا گذاشت غصه ای را بر دلم حک کرد ورفت پس مرا تنها تر از تنها گذاشت.... !!
خودم اینور دنیا دلم اونور دنیا تنم روی زمین و دلم رو بال ابرا کی می دونه دلم سوخته تنم خاکستری شد کی می دونه از اندوهش تنم باز بستری شد فقط اون صاحب دل گرفت دستم تو ساحل گرفت و گفت نخورغصه که این دنیا دو روزه نذار تو شعله های غم دل نازت بسوزه خودم اینور دنیا دلم اونور دنیا تنم روی زمین و دلم رو بال ابرا کی می دونه دلم سوخته تنم خاکستری شد کی می دونه از اندوهش تنم باز بستری شد کی می مونه تا فردا کی می دونه به جز ما چه دردایی کشیدم تو بهت کاش و اما خودم اینور دنیا دلم اونور دنیا تنم روی زمین و دلم رو بال ابرا الهی الهی دل هر بنده و کس نگیره نسوزه نباشه خوار و بی کس نمونن بندگانت تو کارزار دنیا منور کن دلاشون ببینن راه فردا
خلوت بی تومعنا نداره اینجا بدون نازنینم صفا نداره صبور و پاکی قرمز قرمز آبی دریا پیش تو جلا نداره طلای ناب روزگار تا تو میا ی میاد بهار کویر سردم بی تو عشق ابری شو روتنم ببار بی تو نوایی ندارم سوز صدایی ندارم بیا تا لحظه ی بغض سر روی شونت بذارم من که کسی رو ندارم جز تو که یاورم باشه تو این هیاهوی زمون امید آخرم باشه همه تنم شوق تو و شور نگاه تو داره نپرس چرا خیس چشام دست خودم نیست می باره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:3 توسط محمد سام |
|
|
می خوام این روز قشنگو به عشقم تبریک بگم بهش بگم خیلی دوستش دارم این شعرم تقدیم میکنم به عشقم که حالا همه چیرو از اون دارم دوستت دارم عزیزم ولنتاین روز عاشقاست بهم تبریک میگن به هم هدیه میدن منم میخوام چند تا شعر به عشقم هدیه بدم میدونم خیلی خوشحالش میکنه این روزو به همه عاشقا تبریک میگم
نه ميتونم ببينمت نه طاقت دارم نبينمت بدجوری عاشقت شدم ٬ دلم برات پر ميزنه منتها نيستی و دلم ٬ برای پيدا کردنت شبا ٬ به هر کجا سر ميزنه فدای مهربونيات فدای اون خنديدنت خودت بگو چيکار کنم تا ديگه تنها نمونم اگه بهم بگی آره ديگه دلم غم نداره يادته گفتی هر چی عاشقه از عشق تو کم مياره ؟ تنها دليل زندگی کاشکی فقط بگی آره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:43 توسط محمد سام |
|
|
قلب من گشته ز عشقت محزون
پرشکوه شعله عشق است ،که تو می بینی پشت آن شعله عشق ،پیکری می سوزد! کس نمی داند ، سوگم از چیست ریشه این همه درد ، ز غم دوری توست تـــو بـــرو تـــو بـــدان و تـنها تـــو بـــخوان حذر از عشق تو ، هرگز هرگز تپش قلب من بی تـــو هـــرگـــز ![]() شب ، ستاره ها بیدار
رقص کن در سازم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:37 توسط محمد سام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 22:4 توسط محمد سام |
|
|
زندگي عشق است .عشق افسانه نيست انکه عشق را افريد ديوانه نيست. عشق ان نيست که کنارش باشي!عشق آن است که به يادش باشی
می گویند که تنهایی رازی دارد که پی بردن ب ه آن یافتن گنج بزرگی است آری...این جمله درست است اما... نه برای من که از اول عمر تنها هستم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 21:32 توسط محمد سام |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 21:29 توسط محمد سام |
|
من ياد گرفتم وقتي دلتنگم خودم را با روياهام سرگرم كنم! من ياد گرفتم چه جوري وقتي اشكم داره مياد پايئن خودم با دست پاكش كنم! من ياد گرفتم چه جوري مهر سكوت به دلم بزنم وقتي توي دلم دنيايي حرفه! من ياد گرفتم وقتي دلم از هر وقتي بيشتر مي گيره فقط به تو فكركنم! به تو!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 21:23 توسط محمد سام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:21 توسط محمد سام |
|
گفتی تا آخر دنيا باهاتم حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتی دنيا دو روزه
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا
گريه نميکنم بي تو يک عمر فرصت براي گريستن
دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
در خواب ناز بودم شبي ديد م كسي در مي زند در را گشودم
روي او ديدم غم است در مي زند اي دوستان بي وفا از غم بيا
بیاموزيد وفا غم با آن همه بيگا نگي هر شب به من سر مي زند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:18 توسط محمد سام |
|
|
گاهی از تو نوشتن آنقدر سخت می شود كه ناگزیرم تمام واژه های هستی را به ذهن معلول زمان فرا بخوانم؛ اما كدام كلمه می تواند از انچه كه تو در برزخ گیتی به من بخشیدی بگوید ؟ كدام حرف از دستهای گرمت در فصل زمستان وجودم لبریز است؟ كدام لغت نامه می تواند واژه هایش را به تماشای شهر شكیبایی تو دعوت كند تا در وصف خنده دلنشینت ، هزاران نامه عاشقانه بنویسد ؟ در دو راهی ماندن و رفتن ، تو بودی كه زخم تردیدم را مرهم گذاشتی و میان هزاران گل مریم، عطش بی قراری هایم را به تپش دلدادگی های قلبت سپردی. اكنون بگو برای این همه ایثار در مدح تو چه شعری بگویم كه هیچ كس در جاده مهربانی ات با مضراب عشق نسروده باشد؟ دست در دست كدامین كلمه عاشقانه بهاریدر دالان طویل زمان به پیشواز آهنگ گامهایت بیایم كه یاس اردیبهشت بر تقدس تو رشك نبرد؟ گاهی از تو نوشتن آنقدر سخت است كه آرزو می كنم كاش به جای حرف می شد از جنس ماه و ستاره برایت نوشت تا مهتاب به جای زمین روی صفحة دفتر من بتابد . كاش حرفهایت از جنس باران بود تا آسمان صداقت تو در هوای نمنا ك دلنوشته هایم بی نهایت می شد و دل من در صدای مهربانی تو می تپید. وقتی حرفهایم به عظمت نگاه تو قد نمی دهد آرزو می كنم كاش در مدار زمین گم شوم یا چون قطره ای در دل زمین فرو روم تا یك عمر شرمزدگی را از چشمانم از بر نكنی . گاهی از تو نوشتن چقدر سخت می شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:14 توسط محمد سام |
|
|
خواستم از پیله ی تنهایی وجودم بگریزم، قایقی دیدم به طرفش دویدم اما پر از آب بود، خواستم از پل بگذرم ولی شکسته بود به هر طرف نگاه کردم ... نه دستی بود برای گرفتن دستم، نه قلبی برای محبت کردن، نه هیچ چیز برای التیام قلب خسته ام نیافتم!!! تنهایی آخرین راه بود! خدایا !! ای کاش بی نیاز از دیگران مرا می آفریدی!!! ای کاش قلبی درون سینه ام نداشتم!!! ای کاش برای دور شدن من از این خاک تنها راهی بود!!!! ای کاش!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 9:59 توسط محمد سام |
|
|
دو سال از پخش فیلم تولد شادمهر عقیلی میگذرد شاید برای خیلی ها سوال باشد دختری که در تمام صحنه های فیلم با شادمهر بود کیست؟...
چند ماه بعد از پخش فیلم در مصاحبه ای که شادمهر با بهزاد بلور خبرنگار بخش فارسی بی بی سی داشت اعلام کرد که این دختر یکی از طرفدارای اون بوده! که قبل از خروجش از ایران برای او یک جشن تولد ترتیب داده و خود او را نیز دعوت کرده و در ادامه گفت که پخش این فیلم برای او مساله مهمی هم نبوده...
همان زمان هم مشخص بود که رابطه ای جدی تری میان این دو بوده در ادامه فیلم که در فرود گاه گرفته شده بود این دختر حضور داشت در حالی که دوستان صمیمی شادمهر مثل مهران جمالی راد و شاهکار بینش پژوه همراه او بودند یک طرفدار نمی تواند این قدر نزدیک به هنرمند محبوبش باشد!
اما این دختر کیست؟ پیش ترها گفته میشد که این دختر یک بازیگر تاتر است که آن زمان خیلی جدی گرفته نشد! اما این روزها از شبکه 5 تهران سریالی با نام ( در طبقه دوم ) در حال پخش است که با کمال تعجب همان دختری که در فیلم تولد شادمهر بود در این سریال حضور دارد... همانطور که در عکس میبینید نام این دختر ژینا کلانتری است....!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 22:32 توسط محمد سام |
|
|
بهرام رادان
شرح: اما فيلم به فيلم به دانش سينمايي خود افـزود و توانست فوت و فن بازيگري را بياموزد تا اينكه در چهارمين نـقش آفـرينـي اش كاـنديد دريافت تنديس بهترين بازيـگر نـقـش اول در پـنـجـميــن جشن خانه سينما شد: "آواز قو" دوسال بعد در بيست و دومــين جشـنواره فيلم فـجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نـقـش اول را تصاحب كرد: "شمعي در باد"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:42 توسط محمد سام |
|
|
روزها گذشت و او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بود و براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد.
اولين آلبومي كه از اين دو به جا مانده خواستگاري بود.با شعري زيبا و قوي از ژاكلين ويگن به نام خواستگاري.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بود.كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.در يكي از كنسرت هاي آنها دختري بود كه آندرانيك را خيلي دوست داشت و شب كنسرت او را اندي صدا زد.كه اين شد ديگر همه او را با نام اندي صدا ميزدند. دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد,تپلي,ما همه ايراني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايراني هستيم هنوز كه هنوزه در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سر و صداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايراني هستيم سر دادند. بعد از اجراي موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند. بلا. كه جهشي فوق العاده در كار آن دو بود. با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسي اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودي قرار دادند.با آن مدل زيباي آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادي مواجه مي شد.
بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي&كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوزه با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارندو فقط از نظر كاري با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد. بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوان گفت: اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي:بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي هنوزم بيقرارم..........
بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد.باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي,حسن شماعي زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت. بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيماي نازنين ويدئو از كوجي زادوري و امير قاسمي ,ضبط از فرخ آهي ,گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي,چشماي ناز ,جاده هاي احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكوندند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم پول بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود.زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندي هفته اي 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است.
بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبي.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.
بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي.اندي يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايي ميكند.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندي.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشي.آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با دختر خانم هندي.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد. بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروهاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق الا ده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد
او حالا به آ رزوي ديرينه خود رسيده.با روزي 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقلأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت.
آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهاي فوق الاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرار گرفت.از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكايي.اندي در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهاي او نشان ميدهد كه همه چي خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلي نداريم.ولي هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت.اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايي از سياسي بودن نشان ميدهد.اما اندي هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيباي شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيماو آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........
بعد از اين آلبوم اندي همراه با شيني و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدني در سالن بزرگ و زيباي گريك تيآتر اجرا كردند.اندي در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژي تر از قبل براي مردم برنامه اجرا كرد.زندگي عاشقانه اندي با حضور دوست دختر زيباي او سپري ميشود.او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگري با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بي نظير مردم روبه رو شد.
اندي هميشه براي جوانها نصيحتي داشته : دوري از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اوني كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندي احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوي احساس ميكني دنيا مال تو هست. دوست داري با كسي كه دوستش داري بري پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختري كه دوستش داري حاضري همه دنيا رو به اون ببخشي.و شب كه ميخواي بخوابي خوشحال از اين احساسي كه دادي و گرفتي.اندي هميشه از زندگيش راضي بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندي با خواننده هاي ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابي,شهرام كاشاني, مكابيز..............و كمك به خيلي ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنياي هنر شوند.مثل شيني,مكابيز,مهران |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:37 توسط محمد سام |
|
دیشب به خاطر تو به جای اشک از چشمم خون میبارید امشب که خونی در بدن ندارم چیکار کنم؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:17 توسط محمد سام |
|
|
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... ! يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:12 توسط محمد سام |
|
|
بوسه مگر چیست؟ فسار دو لب اینکه گناه نیست چه روز و چه شب
یک بوسه در آن خواب زلبهای تو گرفتم گویی که گل از غنچه مهتاب گرفتم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:10 توسط محمد سام |
|
|
آنگاه که نیلوفران به عشق تو سر از مرداب بیرون آوردند من هم زندگی را معنا کردم آنگاه که پرستو ها معنای عشق را دریافتند من نیز تو را در وجودم یافتم آن زمان کهباران اشکهایش را نثار زمین کرد و به آن جان دوباره بخشید من نیز به عشقت باریدم و کویر دل را آبیاری کردم
من خوشبختم من اوج احساس را محبت را درک کرده ام من هم رنجیده ام هم درد کشیده ام و هم خندیده ام من هم زخم نا رفیق را بر پیکر روحم دیده ام وهم مرحم رفیقان را من هم برای شادی گریسته ام و هم برای خوشبختی اما ایمانم همیشه در گوشم زمزمه می کند:
شاکر
شاد
و عاشق باش...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:9 توسط محمد سام |
|
|
عشق طرح ساده لبخند ماست معنی لبخند ما پیوند ماست عشق را با دستهای مهربان هر که قسمت می کند مانند ماست در تمام قابوسهای معتبر عشق تنها واژه پیوند ماست تا کنار ساحل آزادگی دست های ما گل پیوند ماست
از بهاری به بهار دیگر تا به کی باید رفت از دیاری به دیار دیگر هر زمان عشقی و یاری دیگر کاش ما آن دو پرستویی بودیم که همه عمر سفر می کردیم از دیاری به دیار دیگر
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:8 توسط محمد سام |
|
|
بد ترین درد بد ترین زخم سخت ترین تحمل بهترین نابود گر نزدیکترین شکست انتظار انتظار انتظار اتنظار
کی بر می گردی پیشم دارم تو دیوونه می شم دلم پره می دونی بی کس وکار و تنهام؟ مگه دلم چی می خواد می خواد پیشش بمونی تو رو خدا قبول کن جز این هیچی نمی خواد بیا و مهربون باش بگو باشه می مونم مرگه برای این دل رفتنت از کنارش
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:7 توسط محمد سام |
|
|
قلب را خالی نگه دار.
اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی٬ سعی کن که فقط یک نفر باشد. به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم٬ زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 20:55 توسط محمد سام |
|
|
دبیر دینی: عشق یک موهبت الهی است دبیر ورزش: عشق تنها توپی است که اوت نمی شود دبیر شیمی: عشق تنها اسیدی است که به قلب آدمی صدمه نمی زند دبیر اقتصاد: عشق تنها کالایی است از خارج وارد نمی شود دبیر ادبیات: عشق باید مانند عشق لیلی و مجنون٬ محور نظامی داشته باشد دبیر جغرافیا: عشق تیری است که از فراز کوه های آسیا بر قلب می نشیند دبیر زیست: عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از چشم وارد می شود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 20:53 توسط محمد سام |
|
|
عرض کرد مـی خـواهـم دانـاتـرین مــردم بـاشــم حـــضــــرت فـــرمـــود از خــــــــدا بتــرس
عرض کرد می خواهم از خالصان درگاه خدا باشم حضـــرت فرمود شب و روز قــرآن بخوان
عرض کرد می خواهم همیشه دل من روشن باشد حضـرت فرمود که مرگ را فراموش مکن
عرض کرد می خواهم همیشه در رحمت حق باشم حضــرت فــرمـود با خـلـق خـدا نیکی کن
عرض کرد می خواهم از دشمن به من آفتی نرسد حضـرت فـرمود همیشـه توکل به خـدا کن
عرض کرد می خواهم در چشـم مـردم خوار نباشم حــضـــرت فـــرمــود پــرهیــزکـار بـــاش
عرض کرد می خواهم عمــر مــن طــولانــی بـاشد حــضـــرت فـــرمــود صـــلـــه رحــم کـــن
عرض کرد می خواهـــم روزی مــن وسیــع گــردد حضرت فرمــود همیشــه بــا وضـــو بــاش
عرض کرد می خـــواهــم بــا آتــش دوزخ نســوزم حضرت فرمود چشـم و زبان خــود را بـبند
عرض کرد می خواهم بدانم گناه به چه چیز ریخته می شود حضرت فرمود تضرع و توبه به حال بیچارگی
عرض کرد می خواهم سنـگین تــریــن مـردم باشم حـضــرت فـرمـود از کســی چیــزی مخـــواه
عرض کرد می خـواهم پـرده عصمـتم دیــده نشــود حضرت فـرمــود پـرده عصــمت کسـی را مدر
عرض کــرد می خـواهـم که گـورم تــنـگ نبـاشــد حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره تبارک
عرض کـرد می خـواهـم مـال مـن بسیـار شـــود حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره واقعه هرشب
عرض کرد می خواهم فـردای قیــامت ایمــن بـاشم حضرت فرمود میان شام و خفتن به ذکرخدا مشغول باش
عرض کرد می خواهم خدايتعالی را در نماز حضور يابم حضرت فرمود در وقت ساختن وضو بسیار دقت کن
عـرض کرد می خـواهـم از خـاصـان بـاشـم حضــرت فــرمـود در کــارهــا درستـی پیـشه کن
عرض کرد می خواهم برای من عذاب قبر نباشد حضرت فـرمود جـامهء خـود را پاک نگهدار عرض کرد می خواهم درنامه عملم گناه نباشد حضرت فرمود با پدر و مادر نيکی کن |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:4 توسط محمد سام |
|
|
هفتم بهمن، سالروز تولد تک ستاره موسیقی پاپ ایران، استاد شادمهر عقیلی مبارک شادمهرجان، امیدوارم با آلبوم جدیدت باز هم ثابت کنی که تو بهترینی ...
آهنگ آخرین بار رو اگر دانلود کرده باشید 100 % در اولین باری که گوش می کنید خواهید فهمید که شادمهر نیست . یعنی دیگه تابلوئه . طرف زور زده فقط صداشو شبیه شادمهر کنه . اما در جواب این که اگه شادمهر نیست پس کیه باید بگم که من خودم اولش فکر می کردم کار آقای علیرضا فرد هست . اما ایشون طی مصاحبه ای این امر رو تکذیب کردند (لابد ترسیدن که یه وقت آبروشون بره!!!) . از منبع دیگری شنیدم که شخصی این آهنگ رو خونده و قراره آلبوم ایشون به زودی به صورت مجاز وارد بازار بشه این هم عکس های زیبای شادمهر از کنسرت لس آنجلس در Kodak Theater تقدیم به شما دوستان گرامی ، ۶ عکس از آماده شدن شادمهر و همچنین مردم برای کنسرت :
و این هم عکس های باشکوه کنسرت :
شادمهر عقیلی برای اولین بار در خاک آمریکا کنسرت باشکوهی رو برگزار خواهد کرد . در ضمن شادمهر ، شب Thanksgiving هم کنسرتی رو برای ایرانیان مقیم لس آنجلس در سالن Kodak Theater اجرا خواهد کرد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:34 توسط محمد سام |
|
|
امام حسين عليه السلام از نگاه دکتر شريعتى دكترعلى شريعتى متفكر و انديشمندى بود كه در يك دوره تاريخى، تأثير فزايندهاى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهيد دكتر بهشتى با اشاره بدين موضوع، حق مطلب را ادا ميكند: «دكتر در طول چند سال حساس، هيجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نيروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصيل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زيادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. اين انقلاب و جامعه بايد قدردان اين نقش مؤثر باشد. شهادت حسينى عليه السلام "شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسينعليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. اين طور نيست، او در حالى كه مىتوانسته است در خانهاش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسينعليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مىكرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."
سمبل شهادت حسينى در اين تعريف، تنها سلاح پيروز است. البته شهادت حسينى شرايط ويژه خود را مىطلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گير مىشود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مىگردد و موعظهها بر گوشهاى سنگين كارگر نمىافتد؛ حسين با همه دانايى به عدم توانايى خود در پيروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مىرود
دين براى زنده ماندن، احتياج به عاشورا داشت و عاشورا براى پاينده ماندن، البته محتاج اربعين بود؛ هيچ خونى، بىخون دل همواره نمىجوشد. هيچ پيامى بدون پيامبر ابلاغ نمىگردد؛ زين رو حتى از حلقوم بريده نيز بايد فرياد برآورد. با گوشهاى بريده نيز بايد شنيد.....
سيره قرآنى امام حسين عليه السلام امام حسين عليه السلام گوهر تابناك و چراغ درخشانى است كه هماره بر تارك تاريخ درخشيده و خواهد درخشيد. طالبان هدايت و انسانهاى خسته از ظلم و تبعيض و ذلت و ستيزه، نامردمى و ناجوانمردى را به حق رهنمون ساخته و بيدار نموده است. عنصر جاودانهاى كه به يقين رمز ماندگاريش را در الهى بودنش بايد جُست. سيره ارجمندش را در قرآن بايد نگريست تا به حقيقتش يا شمهاى از حقيقتش دست يافت. امام حسين عليه السلام نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شريك قرآن است از اين روست كه در فرازى از زيارتنامه شريفش مىخوانيم: «السَّلامُ عَلَيكَ يا شريكَ القُران؛(1) سلام بر تو اى شريك قرآن» و در حديث «ثقلين» نيز همدوشى امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گرديده است.
آثار و بركات زيارت سيد الشهدا (عليه السلام) 1- آرامش بخشيدن به زائرقبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مى بخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديده هايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن بإ؛--ّّ خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد. 2- در امان خدا بودنبه امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2) 3- زائر خدا محسوب شدنزيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مى باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مى باشد؟ فرمود:
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 20:35 توسط محمد سام |
|
|
بي تو خاكسترم بي تو تنها و خاموش مهري افسرده را بسترم. بي تو در آسمان،اخترانند ديدگان شورخيز ديوان بي تو نيلوفران آذرانند. بي تو اين چشمه سار شب آرام چشم گرينده آهوان است. بي تو،اين دشت سرشار دوزخ جاودان است. بي تو مهتاب تنهاي دشتم بي تو خورشيد سرد غروبم بي تو بي نام و بي سرگذشتم بي تو اين خانه تاريك و تنها است بي تو خفته بر لب سخنها است بي تو خاكسترم بي تو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:26 توسط محمد سام |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:18 توسط محمد سام |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:16 توسط محمد سام |
|
|
هر چه كردم نشوم از تو جدا،بدتر شد از دل ما نرود مهرو وفا مثلا خواستم اين بار موقر باشم و به جاي «تو» بگويم «شما»،بدتر شد اين متانت به دل سنگ تو تاثير نكرد بلكه برعكس رابطه ها ،بدتر شد آسمان وقت قرار من و تو ابري بود تازه با رفتن تو وضع هوا، بدتر شد چاره دارو و دوا نيست كه حال بد من بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد روي فرش دل من جوهري ازعشق تو ريخت آمدم پاك كنم عشق تو را، بدتر شد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:15 توسط محمد سام |
|
|
زندگي هميشه اون چيزي نيست كه انتظارشو داري!هيچ وقت
تمام درهاي خوشبختي يكدفعه باز نمي شه،
هيچ وقت تمام خوبيها با هم يك جا جمع نمي شه! هيچ وقت تمام آرزوهاي دل همونجوري كه دلت
مي خواد برآورده نمي شه ! اما باز بايد زندگي كرد و به دنبال سرنوشت رفت!باز هم
بايد اميدواربود،
شايد روزي پرندۀ سبكبال دل پرواز كنه و به آسمون برسه! «پس تا شقايق هست زندگي بايد كرد»
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:14 توسط محمد سام |
|
|
چه قدر سخته توي چشماي كسي نگاه كني كه تمام مهرت رو ازت دزديده و به جاش يه زخم هميشگي به قلب تو هديه داده و به جاي اينكه لبريز از كينه و نفرت شي،حس كني كه هنوز دوستش داري. چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده. چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ جز سلام نتوني بگي.... چه قدر سخته گل آرزوهاتو،توي باغ ديگه اي ببيني وهزار بار تو خودت بشكني و آروم زير لب بگي: « گل من باغچه نو مبارك.......»
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:13 توسط محمد سام |
|
|
من سكوت خويش را گم كرده ام! لاجرم در اين هياهو گم شدم من،كه خود افسانه مي پرداختم، عاقبت افسانهً مردم شدم! اي سكوت،اي مادر فريادها، ساز جانم از تو پر آوازه بود، تا در آغوش تو،راهي داشتم، چون شراب كهنه،شعرم تازه بود. در پناهت برگ و بار من شكفت تو مرا بردي به شهر يادها من نديدم خوشتر از جادوي تو اي سكوت،اي مادر فريادها! گم شدم در اين هياهو،گم شدم تو كجائي تا بگيري داد من؟ گر سكوت خويش را مي داشتم زندگي پر بود از فرياد من!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:3 توسط محمد سام |
|
|
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد
نشسته ام و به تو می اندیشم
به تویی که محتاجم تا صدایم کنی
به تویی که این این زندگی سیاه رنگ و سیاه بخت رابه سفیدی پاکی آوردی
به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون آوردی
و طعم خوش عشق را چشاندی آری من به تو محتاجم
به تویی که سرتاسر این زندگی را مدیون توام
من به تو محتاجم به تویی که اگر اینک هستم برای وجود توست
ای عزیز ترینم ای امید آخرینم من به تو محتاجم
چقدر ناله ی شبانه سر دهم
چقدر فریاد زنم که من به تو محتاجم این زندگی مرا عذاب میدهد
مرا بی تو در گرداب سختی ها غصه ها می اندازد
و من امید بی تو عشقم زیر این غم و غصه ها مدفون می شوم
ای عزیز ترینم من به تو محتاجم
به تو عشق ات ....به نصیحت هایت ..... به خوبی هایت ....
آری من به تو محتاجم
تا سفر به شهر آرزو ها کنم من به تو محتاجم تا بفهمم
زندگی چیست ؟ عشق چیست ؟ محبت چیست ؟
من به جزتو راهی ندارم
ای عزیزم باز برگرد
تا دوباره روزهای خوش زندگانی را آغاز کنیم
تا دوباره معبودمان برایمان طلوعی عاشقانه سر دهد
باز برگرد چون من , امید به تو محتاجم
به تویی که سرتاسر این زندگی ,این تار و پود تن , همه مدیون توان
آری من به تو محتاجم .....؟
خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند
خسته ام از دوری , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ ... خسته ام
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت
در میان دل مردم نیست همش نیرنگ پیداست
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
سفره ی دل مردم همش دروغ است
به ظاهر پاک و صادقانه است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:58 توسط محمد سام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:56 توسط محمد سام |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:54 توسط محمد سام |
|
|
خسته بود ، اما صبور و مقاوم
به سختی سرپا ايستاده بود و گذر زمان را می شد به راحتی بر چهره ی خسته اش حس کرد بر رويش تعداد زيادي تاريخ و يادگار نوشته شده بود كه نظرم را به خود جلب كرد، : پرسيدم آيا اجازه مي دهي، من هم بنويسم؟ با خستگي و بي حوصلي و مثل اينكه به اين پرسش عادت داشت پاسخ داد: آري تو هم بنويس من با اشتياقي غير قابل توصيف، تكه چوب نيم سوخته اي را كه پاي ديوار افتاده بود برداشتم شروع كردم به نوشتن... من هم... گرد و خاكي از سر و رويش فرو ريخت نوشتم: من هم تمامي دوستانم را عاشقانه مي پرستم و دوستشان دارم او متعجبانه به من نگاهي كرد با ديدن اين جمله فرو ريخت، به تلي خاك مبدل شد ديوار طاقت تحمل عشق من نسبت به دوستانم را نداشت تقديم به شما دوست عزيزم كه اين مطلب را خواندي
با احترام فراوان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:54 توسط محمد سام |
|
|
اشــــک هــایـــت را شــــبی بــا دســــت خـــود پـــر مــی دهـــم
صـد بـهـار را بـه چشـمـانـی کـه تـر شــد می دهــم
گــر چــه آسمــان دلــم گشــته از ابــرهــا تــهــی
مــن بــه دریــای آبــی ات بــی محا بــا جــان می دهــم
قــلــب پــاک تــوخــالی ز عشـــق اســـت و مـــن
بـــر فـــراز وسعـــت پــاکـــش کبــوتــر می دهـــم
مــن شـــدم پــروانــه و هـــرشـــب در کــوچــه هــا
از تـــو و عشـــق تـــو آواز ســـر می دهــــم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:53 توسط محمد سام |
|
قلب تمام عشق پرستان فدای تو
سلامی به صدای امواجی که در ساحل زندگی ام می خروشد
اگر خورشید تابیدن را آسمان باریدن را قلب تپیدن رافراموش کند من تو را فراموش نمی کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:48 توسط محمد سام |
|
روشن ترین کلمه امید است ..........به آن امیدوار باش ضعیف ترین کلمه حسرت است ........آن را نخور تواناترین کلمه دانش است ...........آن را فرا گیر محکمترین کلمه پشتکار است ..........آن را داشته باش سمی ترین کلمه غرور است............بشکنش سست ترین کلمه شانس است ........به امید آن نباش حسرت انگیز ترین کلمه حسادت است.......از آن فاصله بگیر ضروریترین کلمه تفاهم است ..............آن را ایجاد کن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:44 توسط محمد سام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:42 توسط محمد سام |
|
|
....نمی خوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم ....چون دنیا یه روز تموم میشه ....نمی خوام بگم که مثل گلی ....چون گل هم یه روز تموم میشه ....نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پرستاره اس ....چون شب هم بالا خره تموم میشه ....نمی خوام بگم که مثل اب پاک وزلالی ....چون اب همیشه که پاک نمی مونه ....نمی خوام بگم که دوستت دارم ....جون منکه اصلا دوستت ندارم ....بلکه من عاشقتم ...........چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن............ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:39 توسط محمد سام |
|
|
هرگز نمی توانی جوابگوی همه ی خواسته های دیگران باشی.به دور از قید وبندهای مردمان زندگی کن وخوش بخت و سرشار ازآرامش درونی باش.
_یگانه پادزهر خشم حذف این جمله های درونی است:((اگر تو یک ذره مرا درک میکردی...))و((اگر دنیا این طور نبود...)) _آیا می دانی بحث با کسی که دغدغه بر حق بودن ندارد،دشوار است؟ _زندگی دیدگاه و طرز نگرش تو نیست،همان چیزی است که برگزیده ی تا به آن همیشه باور داشته باشی. _زندگی هرگز ملال آور نیست.اما بعضی ها ملال را بر می گزینند...ملال یگانه انتخاب آنهاست. _هر چیزی که مانع رشدت شود هرگز ارزش حفظ کردن ندارد. _همه ی باورهای من درباره ترحم ودلسوزی در این مثل بیان شده است:((به او یک ماهی بده تا خوراک یک روزش باشد،به او ماهیگیری یاد بده،تمام عمر او را سیر کن)) _زندگی کن...خودت باش...لذت ببر...عشق بورز. _تنها محدودیتی که داری،محدودیتی است که باور داری. _تو فقط جسم نیستی.تو موجودی بسیار شکوهمند،الهی و عظیم هستی. _روزهای ما پول ارزشمند و رایج زندگی ما هستند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:17 توسط محمد سام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
خدمت دوستان من محمد از تهران و وبلاگ اصلی من www.mamadmeloody.blogfa.com من این وبلاگ را بخاطر دل تنهاو خسته خودم می نویسم تا شاید از این طریق کمتر احساس غریبی وتنهایی بکنم آخه خیلی سخته آدم توی این دنیا کسی رو نداشته باشه که منتظر آمدنش باشه و هیچ جایی در این دنیای بزرگ مال اون نباشه! |
| پیوندهای روزانه |
|
شادمهر ماندگار گوگوش عشقولانه پرسپولیس مهدی مهدوی کیا علی کریمی محسن چاووشی ترنم شقایق دهقان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|