![]() |
![]() |
|
| می آید روزی که شقایق ها در پناه دستان تو سرخ شوند و در کنار تو قلبم به آرامش ابدی بپیوندد |
چند وقت است كه قلبم را اجاره داده ام به يك تنها به خاطر رويش بعد از او چه كسي قلب پاره شده ي مرا اجاره مي كند نه او را به هيچكس اجاره نمي دهم قلبم را به نامش مي كنم به آن كس كه بهترين است............
![]() ![]() در کلبه تنهايی هايم در انتظارت خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...
پایان دهی تو ... ![]() ![]()
عشق و ازدواج شاگردي از استادش پرسيد : عشق چست ؟ استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار ، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني . شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت . استاد پرسيد : چه آوردي ؟ شاگرد با حسرت جواب داد : هيچ ! هر چه جلو مي رفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين ، تا انتهاي گندم زار رفتم . استاد گفت : عشق يعني همين . شاگرد پرسيد : پس ازدواج چيست ؟ استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي . شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد . او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم ، انتخاب كردم . ترسيدم که اگر جلو بروم ، باز هم دست خالي برگردم . استاد باز هم گفت :ا ز دواج يني همين.
زيبايي عشق به سکوته نه فرياد زيبايي عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش و از دست ميده عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره عشق سخن گفتن با نگاهه عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدن. غروب تلخ است تو كوله بارت را بستي ورفتي به همين راحتي و در اين امدن و رفتن ها حتي نظرم را جويا نشدي همچون نسيم امدي و توفان گونه از زندگيم رفتي و روزگارم را مثل گذشته كويري كردي شب ها را با ترانه هايم به صبح ميرسانم و روزها را با مرور خاطراتت شب مي كنم افسوس كه مدت ها مي گذرد نگاهم پشت پنجره است بهار را نظاره ميكند وگرماي تابستان را احساس مي كند اما هنوز جاده خاليست وتو برنگشتي هنوز نگاه منتظرم چشم بر جاده ي رفتنت دوخته اما دريغ از يك مشاهده شايد تنهايي نعمتي است از نعمت هاي خداوند تنها بر اين دليل كه قدر لحظات با هم بودن را بدانيم
![]()
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 21:30 توسط محمد سام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
خدمت دوستان من محمد از تهران و وبلاگ اصلی من www.mamadmeloody.blogfa.com من این وبلاگ را بخاطر دل تنهاو خسته خودم می نویسم تا شاید از این طریق کمتر احساس غریبی وتنهایی بکنم آخه خیلی سخته آدم توی این دنیا کسی رو نداشته باشه که منتظر آمدنش باشه و هیچ جایی در این دنیای بزرگ مال اون نباشه! |
| پیوندهای روزانه |
|
شادمهر ماندگار گوگوش عشقولانه پرسپولیس مهدی مهدوی کیا علی کریمی محسن چاووشی ترنم شقایق دهقان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|