تبليغاتX
باران عشق - بزرگترين رنج يك عاشق اين است كه نتواندازعشق وسوختن هاي دل باكسي حرف بزند
می آید روزی که شقایق ها در پناه دستان تو سرخ شوند و در کنار تو قلبم به آرامش ابدی بپیوندد

عشق

نشسته بود رو زمين و داشت يه تيکه هايي رو از رو زمين جمع مي کرد . بهش گفتم : کمک مي خواي ؟

گفت : نه .

گفتم خسته ميشي بزار خوب کمکت کنم .

گفت : نه ، خودم جمع مي کنم .

گفتم : حالا تيکه هاي چي هست ؟ بدجوري شکسته مشخص نيست چيه ؟

نگاه معني داري کرد و گفت : قلبم . اين تيکه هاي قلب منه که شکسته . خودم بايد جمعش کنم .

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق ، آدما اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن ، وقتي مي خواي يه دل پاک و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته مي ندازنش زمين و مي شکوننش ،ميخوام تيکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده .

ميخوام بدم بهش بلکه اين قلب شکسته خوب شه آخه مي دوني خودش گفته قلبهاي شکسته رو خيلي دوست داره .

گفتٌ تيکه هاي شکسته رو جمع کرد و يواش يواش ازم دور شد . و من توي اين فکر که چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم.

دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپري دست هر کسي ، انگاري فهميد تو دلم چي گفتم . برگشت و گفت : رفيق ، دلم رو به دست هر کسي نسپردم اون براي من هر کسي نبود من براي اون هر کسي بودم . گفتٌ اينبار رفت سمت دريا . سهمش از تنهايي هاش دريايي بود که راز دارش بود.

 

عاشقی روح مرا آزرده است

خنده هایم را ز پیشم برده است

عاشقی را می توان تحقیر کرد؟

عاشقی را می شود زنجیر کرد؟

عاشقی تقصیر یک پیغام نیست

صحبت از آن دانه و این دام نیست

عاشقی یک اتفاق ساده نیست

صحبت از دل بردن و دلداده نیست

عاشقی یک کلبۀ ویرانه نیست

صحبت از شمع وگل و پروانه نیست

عاشقی تصویر یک پاییز نیست

یک شب سرد و ملال انگیز نیست

عاشقی چیزی برای هدیه نیست

طرح دریا و غروب و گریه نیست

عاشقی یک نامه و نقاشی بیجان که نیست

عکس قلبی خورده

قطره های خون میان آن که نیست

عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست

هرچه می گویند این و آن که نیست

عاشقی تنهای تنها یک تب است

بی تو مردن در سکوت یک شب است

 

مسافرغریب

حكايت ما قصه دوغواص است كه درنهايت صميميت براي صيدمرواريد به دريامي روندويكي ازآنهاهرچه مذواريد بيشتري صيد مي كنديك قدم آن سوترمي گذاردونگاهش كمرنگتربهتماشاي غروبهاي باهم بودن معطوف مي شودنه اينبارديگرنمي پذيرم كه من اينگونه تصورمي كنم وحالم خوش نيست.مي دانم بي حوصلگي عادت روزمره تمام انسانهائي است كه اغلب ناخواسته لحظه هاي عمرشان راباحادثه تزئين مي كنندچراتنها ماازاين حادثه خاكستري مثتثني ايم وتمام عشقهاي بدل شده به عادت رابه حساب قحطي حوصله ونايابي دل خوش مي گذاريم.

خداوندسهراب رابهشتي كندامااين دليل رااضافه مي كنيم كه اوهم گفته:(دل خوش سيري چند؟)

راستي كه تقديرچه قاضي دورازعدالتي است كه هميشه صلاح مي داندبعضي باگذشته هايشان زندگي كنندوبعضي رابه آينده كه هرگزنمي رسددلخوش مي كندومن هرچه نگاه مي كنم گذشته هازيباترند.

غصه نخورمسافراينجاماهم غريبيم

ازديدن روي ماه يه عمره بي نصيبيم

***

فرقي نداره بي توبهارمون باپائيز

نمي بيني كه شعرام همه شدندغم انگيز

***

غصه نخورمسافراونجاهواكه بدنيست

اينجاولي آسمون باريدنم بلدنيست

***

غصه نخورمسافرفداي قلب تنگت

فداي برق نازاون چشماي قشنگت

***

غصه نخورمسافرتلخه هواي دوري

من كه خودم مي دونم كه تو چقدرصبوري

***

غصه نخورمسافربازم مي آي به زودي

ماروبگوچه كرديم ازوقتي تونبودي

***

غصه نخورمسافر غصه اثرنداره

ازدل تومي دونم هيچ كس خبرنداره

***

غصه نخورمسافررفتيم توماه اسفند

بهارتوبرمي گردي چيزي نمونده بخند

***

غصه نخورمسافرهميشه اينجوري نيست

هميشه كه عزيزم راهت به اين دوري نيست

***

غصه نخورمسافرتولده دوباره

غصه نخورمسافرغصه نخورستاره

***

غصه نخورمسافرغصه كارگلهانيست

سفريه امتحانه به جون توبلانيست

***

غصه نخورمسافرتوخودآسموني

درآرزوي روزي كه بياي وبموني

 

پیچک های مرگ

 

عقربه هاي ساعت زمان زندگي ام رابه تندي مي پيمايند ومن دراوج تنهائي حضوربي كسي را دراعماق وجودم احساس مي كنم حس غريب بودن واحساس نيستي كردن اطرافم پرازپيچك هاي مرگ است تمام نيلوفرهاي اميدزندگي ام پژمرده اند وشقايق هاي قلبم پرپرشده اندمن بسان شمعي كه درفراق پروانه وجودم به تدريج جان مي سپارم هستم روزها رادركوچه پس كوچه هاي دفترشعرم پرسه مي زنم وشبها همچوشبگردان دررشته هاي افكارم به دنبال مسافري مي گردم كه رفته است ودل نويدآمدن داده است روزها سكوت من رابه ديارخاطراتمان رهنمون مي كنند وشب هاي هستي ام پرازقطره هاي اشكي است كه براي جدائي ريخته مي شود ومن درتمام لحظه هاي زندگي ام درانتظارقدوم مقدس ونگاه مهربانش نشسته ام.

تورامی خوانم

تورامي خوانم وتوراباتمام حنجره هافريادمي زنم اي عابر كوچه هاي بي كسي ام.چراديگرقدم به چشمانم نمي گذاري چرامي خواهي دراين خزان سكوت پشت اين پنجره چشمانم يخ بزند.چشمانم تمام وجودت رازمزمه مي كند.درون غارتنهائيم.براي دوريت دلواپسي ترين ثانيه ها راسپري مي كنم تورامي خوانم دراين برهوت غم ثانيه اي همدم من باش زيرپاهايم غم سبزشده چشمانم راهنوزدرمسيرراهت قرباني مي كنم تورامي خوانم چرانمي آيي تورامي خوانم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:43  توسط محمد سام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام
خدمت دوستان
من محمد از تهران
و وبلاگ اصلی من
www.mamadmeloody.blogfa.com
من این وبلاگ را بخاطر دل تنهاو خسته خودم می نویسم تا شاید از این طریق کمتر احساس غریبی وتنهایی بکنم آخه خیلی سخته آدم توی این دنیا کسی رو نداشته باشه که منتظر آمدنش باشه و هیچ جایی در این دنیای بزرگ مال اون نباشه!

پیوندهای روزانه
شادمهر ماندگار
گوگوش
عشقولانه
پرسپولیس
مهدی مهدوی کیا
علی کریمی
محسن چاووشی
ترنم
شقایق دهقان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
پیوندها
همیشه عاشق تنهاست
آوا
بهار (سلام پرتقال)
نگار
فاطمه
مریم
anna
ساراي اسموني
ندا همسفر نسيم
(shima (ham seda
سپیده خانوم
maryam (پاييزي)
صبا
ستاره
سیده حمیده
رزیتا (تنها عاشق) |
ليلا (بيا تا قدر يكديگر بدانيم)
شکست خورده
goodgril) love)
چشم در چشم ( نسرین )
ضد دختر ضد پسر (سحر )
شب های مهتابی (پروانه)
جاده تخیل(فائزه)
مهسا
ستایش
rebecca
انتظار خورشید ( پریا )
ترانه ی عشق ( یاسین)
دینا (سنگ صبور)
وحیده (درد دل)
پریچهر و سمانه (یادم باشد زنده ام)
سپیده ( فریاد زیر آب)
یگانه (کوبیسم)
ماندانا
یلدا تیتیش مامانی
مریم (دلتنگی)
هاله (زیرخاکی)
parisa (نوشته های یک دختر آریایی)
خاطره و هانا (ما دو تا گلیم )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
سوني کارت بيست بهترين را عرضه مي کند head> سوني کارت بيست بهترين را عرضه مي کند

Welcome To Java Script Code

www.sonycard20.com