![]() |
![]() |
|
| می آید روزی که شقایق ها در پناه دستان تو سرخ شوند و در کنار تو قلبم به آرامش ابدی بپیوندد |
|
بنام حضرت عشق
تو ای پایان تنهائی پناه آخر من باش تو این شب مرگی پائیز بهار باور من باش بزار با مشرق چشمات شبم روشنترین باشه می خوام آئینه خونه با چشمات همنشین باشه اين سخن ها كه شنيدي همه از هجر و جفا بود
انتظار دل خسته ز دلش مهر و وفا بود در پي رفتن تو غصه همي همدم من شد اي درغا چه بگويم همه جا صلح و صفا بود خون چشمم كه براي تو دمي آب نباريد اين شنيد از لب لعلت كه دگر وقت كفي بود بي حد از پاي فتادم كه به دنبال تو گشتم هاجر از بهر دو جرعه گه ز مروه به صفا بود هرچه باريدم و دل را خبري زنده نگرداند سيل اشكم سر سجاده و در كنج خفا بود درد عشق دل ما را كه فقط بهر جدايي است به شبانگاه و صباحي غم تو ذكر شفا بود سخن ار مي طلبي گوي غم عاشق ما باش نظر رحمت هو بر دل پاك ضعفا بود ![]() خدا خواستم ...
از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،
خدا گفت: نه! رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشي. از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد، خدا گفت: نه! شکيبايي زاده رنج و سختي است. شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است. از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد، خدا گفت: نه! من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري .
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد خدا گفت: نه! رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند. از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد، خدا گفت: نه! بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي.
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه . من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري. از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند . و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم ! ![]()
تو از جنس احساس یک بوته نسرین
چقدر دریای عشق زیباست!
بزرگترین هدیه من به تو قلبم بود،قلبی که از اولین دیدارمون شد جایگاه عشق تو.
قلبی که در سینه ام فقط برای تو و عشق تو می تپید.
قلب من،با تمام عشقی که در آن نسبت به تو دارم،برای تو.
قلبم از اول هم مال تو بود.
هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه عاشقه کسی باش که دوستت داره هیچ وقت فراموشت نمی کنم چون دوستت دارم.....
کسی آمد که حرف عشق را با ما زد
دل ترسوی ما هم دل را به دریا زد به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی چه دور ساحلش از دور پیدا نسیت یه عمری راه و در قدرت ما نیست باید پارو نزد باید وا داد.... باید دل را به دریا داد خودش می بردش هر جا که دلش خواست هر جا که بردت بدون ساحل همون جاست به امید که ساحل داره اون دریا به امیدی که آرو م میشه این دریا به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شب هاشو بی ستاره دل ما رفته مهمانی به یه دریا طوفانی باید پارو نزد باید وا داد هر جا که بردت بدون ساحل همون جاست دوست دارم
كسي كه مثل هيچكس نيست
تو بهترين منی
تو بهترين مني
من ماه را ميليون ها بار بوسيده ام
در آسمان با ستاره ها رقصيده ام آفتاب را در روزهاي باراني لمس كرده ام عطر رزهاي صورتي را هزاران بار احساس كرده ام اقيانوسي را ديده ام كه آتش را عاشق خود ساخت هم آغوشي شقايق هاي سوخته را ديده ام اما هنوز ...
اما هنوز كسي را نديده ام كه به اندازه تو من را شگفت زده و مبهوت بكند تو مرا از خود بي خود ساختي تو پرشورترين لحظات را براي من آوردي عزيزم ، به اين دليل است كه بهترين مني
عزيزم، به اين دليل است كه مثل هيچكس نيستي ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 22:7 توسط محمد سام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
خدمت دوستان من محمد از تهران و وبلاگ اصلی من www.mamadmeloody.blogfa.com من این وبلاگ را بخاطر دل تنهاو خسته خودم می نویسم تا شاید از این طریق کمتر احساس غریبی وتنهایی بکنم آخه خیلی سخته آدم توی این دنیا کسی رو نداشته باشه که منتظر آمدنش باشه و هیچ جایی در این دنیای بزرگ مال اون نباشه! |
| پیوندهای روزانه |
|
شادمهر ماندگار گوگوش عشقولانه پرسپولیس مهدی مهدوی کیا علی کریمی محسن چاووشی ترنم شقایق دهقان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|